


منظور
س ماییم
ر روغنی است

س-آقای روغنی ممنون که دعوت مارو قبول کردید؟
ر-چاره ای هم داشتم ؟!شما خشتک منو پرچم کردید...سرستیان کم بود حالا شما روح ها معلوم نیست از کجا وکیل شدید...اهه استعفا دادم بابا ول کنید دیگه...اینقدر همش نزنید کارهای منو!...(در این لحظه جناب ر از فرط عصبانیت شروع به شمردن پول هاش میکنه...)
س-آقای روغنی بالاخره شما کارهایی می کنید که یکی باید افشاشون کنه تا فکر نکنید همه...
ر-خوب حالا توهم میلیارد ها تومن خوردند و میخورن باده ...ما که لب تر می کنیم میشه بخور بخور؟
س-تاریخ تولدتون
ر-۲۸ خردادماه ۵۸ البته اگر اشکال نداشته باشه...
س تاریخ شروع شطرنج؟
ر-چون قبلش اصلا راه نداره سال ۶۹ چون قبلش که فحش گذاشته بودند!قبل ترش هم که برای جنین ها شطرنج ممنوع بود...
س-استادی مربی ای؟
ر-استاد که نه من از همون اول استعداد داشتم خدا دادی هم نبودا!خودم جنمش را داشتم ولی حالا آقای پورشاهماری هم یه کارهایی برای ما کرد ولی بیشتر خودم بودم چون شما در نظر بگیرید اگر من نبودم پورشاهماری کبودهم می شد کی بود که یاد بگیره؟ها؟با تو ام ؟کی بود ها؟
س-دلایل اختلاف شما با سرستیان؟
ر-نمیدونم بابا گیر داده ول هم نمیکنه به خدا اگر وساطت های عده ای از بزرگان نبود تا الان لهش کرده بودم ولی حیف یه جورایی بیخیالشم...
س-چرا به هیئت آمدید؟
ر-خوب میخواستم یک کم اعتبار کسب کنم برای کلاس آریا ...خوب میدونید مردم به دولتی ها بیشتر اعتماد دارم بعد یه سری اطلاعات می خواستم راجع به ارتباط با مدارس و...تا بتونم بیشتر کلاسامو پر کنم بعد برای تیم ملی رفتنمو سایپا و...خوب بود اصلا به تو چه؟
س-چرا استعفا دادید؟
ر-خوب یه سری عزیزان مدام دهان بنده را با انتقادهایشان مورد عنایت قرار میدادند...منم یه عادتی که دارم دوست ندارم بعد از مسواک کار کنم! البته درس ان بی ای دارم تیم ملی و آریاو...
س-خوب موضوع عنایت دهان و آریاودرس و ...قبل از اومدنتان هم بود ؟
ر-خوب یه سال برای اعتباراتی که لازم داشتم بس بود....راحت شدی ؟خنک شدی؟
س-جریان افزایش ریتینگ هایتان در کشورهایی نظیر هند وازبکستان و گرجستان و...چیه؟!
ر-خوب اونجا بازیکناشون خیلی قانع تر از اینجان در ضمن دهانشون هم قرصه در ضمن مسائلی برای افزایش روحیه آنجا هست که در کشور ما سخته...
س-اسداللهی؟
ر-یه مزاحم غیر مترقبه...همه چیرو جور کرده بودم ناموری بیاد منم تو سایپا قرص بشم حتی با اینکه با کیانپور زده بودیم به تیپ هم یه رایزنی هایی شده بود اما یه دفعه عین جن اومد جالب اینه اول زیاد قضیه رو جدی نگرفتیم ولی بعد....اما چون مثل دکتر رودر بایستی داره و مصلحت اندیشه میشه بعدا یه جورایی یه بهره برداری هایی ازش کرد...
س-در آخر یه کلماتی میگم تک کلمه ای جواب بدید...
ر-بنال...
س-سرستیان
ر-کابوس
س-کلیایی
ر-به درد بخور به خصوص برای جدول های بسته ۸ نفری
-عشقی
ر-پادو
س-اسداللهی
ر-بی خطر
س-ازدواج
ر-شراب حلال!
س-کهکشانی
ر-شراب حرام!
س-خواهران تیموری
ر-شعربا...نه نه ننویس بنویس دفاع فرانسه...
س-استعفا
ر-سیر شدن
س-شطرنج بازان کرجی
ر-پلی برای رسیدن به اهداف
س-پول؟
ر-جون...عشق....باقلوا....خرما...هانی....جیگر....
به علت افت فشار آقای روغنی قسمت مصاحبه تا همین جا...
در آخر مراحل تکامل تصویری آرش روغنی را از ایشان گرفتیم تا به شما نشان بدهیم....
۱-
آرش خان در حالی که هنوز جنین بودند در حال بررسی واریانت...
۲-
یک بار که آرش خان گم شده بود تمام بزرگان شطرنج وقت به دنبالش بودند که این نشان از الهامات فرا زمینی به وی و جامعه شطرنجی برای اهداف آتی اش است...
۳-
آرش خان گرچه در کودکی کمی از لحاظ جه کم داشت(گفتم از لحاظ جثه ترتر میخندید)!اما پس از ورودش به هیئت شطرنج کرج جبران نمود...
۴-
در نوجوانی و جوانی به علت ریزش های مداوم مو کمی دچار کچلی گشت که این خود باعث انزوا و رشد وی به علت فکر کردن به مسائل خاص شد...
۵-
در جوانی به این حس رسیده بود که اگر تابلوی پول در برابر دیدگانش قبل از هر تصمیمی نقش ببندد به آن خواهد رسید و به پول رسیدن یعنی...
۶-
در این اواخر از آنجایی که کمی چاق شده به مربی گری و پول یابی های ساکن در مدرسه اش روی آورده...
۷-
در این آخری ها با دادن پول به عده ای از نوکراش سعی میکنه تا منتقدانش را تطمیع...تهدید...ویا تنبیه بکنه...ادامه خواهد داشت تا بهشت زهرا...
|
+| نوشته شده توسط
مرگ بر دیکتاتور در پنجشنبه
1387/07/04
|